دوستان

با بعضی از دوستان دوست داری بنشینی و چای بخوری....... اگر ظرفی شیرینی هم باشد که چه بهتر و با آنها بخندی و خوش بگذرانی..... کمتر پیش می آید که با انها درد و دل کنی چون خیلی در کنارشان راحت نیستی.......

ولی بعضی از دوستان برای درد و دل خوبند که با آنها چای بخوری... سیگار بکشی..... ساز بزنی.... بخندی و گریه کنی......

دوستان از این قسم در زندگی بسیار کمند ولی دوستان پر توقع که میخواهند فقط از تو رفع حاجتی بکنند و هر چه زودتر به راه خود ادامه دهند بسیار زیادند........ گاهی دلم میگیرد از این همه بی مهری ......

گاهی زن و شوهر هایی را در خیابان میبینم که میخندند در عین سادگی نه ماشینی دارند و نه وضع مالی خوبی ولی بی بهانه میخندند و از زندگی خود بی نهایت راضی هستند انگار که تمام اسمانها و زمین برای خوشبختی آنها آفریده شده است....

لبخندی میزنم و میگویم " کاش این مردم دانه های دلشان پیدا بود"

پ.ن:کلاس ورزش از هفته آینده شروع خواهد شد.... مدتی بود به علت تنبلی رها شده بود.... دعا کنید که دوباره تنبل نشم!

پ.ن: در مورد توقع های زیادی که از زندگیمون داریم و باعث میشن که از زندگیمون به اندازه کافی لذت نبریم شاید تو پست های بعدی بنویسم....

 

/ 7 نظر / 13 بازدید
بهار(سلام تنهایی)

متاسفانه این روزا دوستی ها رنگ احتیاج گرفته ... یعنی همه باهات دوستند تا جایی که بتونی احتیاجاتشون رو برآورده کنی ... کمند آدمهایی که به خاطر خودت ...دلت ..اندیشه ات ..و نگاهت دوست داشته باشند ....[گل]

رز

مایلم با شما تبادل لینک داشته باشم .خوشحال میشم اگر سری هم به من بزنی .قالب وبتم خیلی با حالههههههههههههههههههههه[قلب][ماچ][بغل][خنده][گل]

سانیا

وای که درسته درست اندر درست این قدر تارهای توقع و انتظار و آینده و گذشته و شرط و شروط پیچیدیم دور خودمون که مثیبته بیرون اومدنش[چشمک]

امیر سالار

بارها حسرت زندگی چنین افرادی رو خوردم و هر دفعه با خودم شرط کردم که آسون بگیرم ...که نشد لامصب.

نرگس

گفتنش راحته اما عمل به آن سخت. از آشنایی با وبلاگ شما خوشحال شدم. دوست داشتید یک سری هم به کلبه درویشی من بزنید.

نقش .ونگار

سلام ه تغاری می رم آموزش رانندگی مجبورم رادیو گوش کنم . چند روز پیش می گفت اعتماد به نفس ژنتیکی است و منتقل می شود . از بس دروغ می گوید آدم به اخبار علمی اش هم شک می کند .و تلاش برای بالا بردن اعتماد به نفس اثری ندارد. البته من از اول لج داشتم با خدا سیما که به مرحله بحران هم الان کشیده. پستت را که می خواندم فکر می کردم . نکنه شادی هم و شاد زیستن هم یک مسئله ژنتیکی باشد و ما مردم ایران اصلا از بیخ ژنش را نداریم و همش ناراضی هستیم!!!!

رایان

خداوندا دوباره تنبل مگردانش! [لبخند]