سکانسهای زندگی

سکانس اول : بعد از ظهر- تکرار سریالی که همه دختر عمو ها و پسر عمو ها با هم ازدواج میکنند.

پسر عمویی به پسر عمویی دیگر: من میرم مسافرت با خواهر تو.....

رابین هود: چقدر بی غیرتی زیاد شده.... خجالت نمکشن که این مزخرفات رو از طریق نشون دادن یه خوانواده مذهبی به خورد مردم میدن؟!!

من: خب حقیقت رو میگه.... داره با دختر عموش میره مسافرت ... مگه عیبی داره؟!! حالا مذهبی هستن که باشن ... نباید با دختر عموشون برن مسافرت....

رابین هود: نه عزیزم.... منظورم اینه که  آدم هر کار میکنه که نباید بگه!! جنبه غیرتی و ناموسی داره.

 

سکانس دوم: طرفهای شب : فیلم Unfaithfull

رابین هود: واقعا این زنه خجالت نمیکشه؟!! زندگی به این خوبی... شوهر به این خوبی.... چه مرگشه؟!! ... واقعا پسره حقشه که بمیره...

من: عزیزم این اتفاقیه که ممکنه تو هر خانواده ای بیافته.... زن و مرد دچار روزمرگی میشن و فقط برای نجات از این روزمرگی گاهی کارهای احمقانه هم میکنن که نتیجه خیلی بدی میده.. برای بعضی ها هم اصلا رخ نمیده چون یا خیلی بزدل هستن یا ایمانشون خیلی قویه....

 

سکانس سوم: حدود ساعت ده شب

رابین هود: تو نظرت در مورد عشق چیه؟

من: من کی باشم که بخوام در مورد همچین موضوع گسترده ای نظر بدم؟!! ولی اگه نقطه نظر من و بخوای باید بگم که: عشق اصلا حد و مرز نمیشناسه... قید و بند نمیشناسه... چون اگه دچار قید و بند بشه به یه مرداب تبدیل میشه... عشق یه چیزی جدای تمام روزمرگی ها و عادتهاست... ادم واسه عشقش قورمه سبزی نمیپزه ... باهاش عشق میکنه و...........

 

سکانس چهارم: حدود دوازده شب:

رابین با من قهر  کرده است و دارای ارامش قبل از طوفان است....

 

 

پ.ن: میدانید که من بیدی نیستم که با این طوفان ها کوتاه بیام.....

/ 8 نظر / 6 بازدید
سحر

لحظه دیدار؛ امروز که پنجره رابه سوی دشت شقایق باز می کنی چرخی بزن درشهرسبزخاطره با دوبال خیال نگاه کن پیچش نیلوفررا برتن سپیدار نفس بکش عطر یاس امین الدوله را برکاهگل دیوار نقش بزن زیباترین صبح زندکی را درلحظه دیدار. سلام صبح قشنگت بخیر باشه..پیشاپیش یلدا را به شما و خانواده محترمتون تبریک می گم.موقع هندونه خوردن منو فراموش نکنی [چشمک]با آپ جدیدی منتظرت هستم...روز قشنگی رو پیش رو داشته باشی...[بغل][گل][بغل]

بهار(سلام تنهایی)

[خنده]زندگی متاهلیه دیگه نازنینم .. تو همه ی خونه ها هست ....قوی باش و بیدی نباش که با این بادها بلرزی عزیزم ..تمامه نمکش به اینه.. فقط شور نشه یه وقت که کلا ضرر داره نمک زیاد ...موفق باشی و شاد همیشه ..[قلب]

نقش نگار/ننه نقشی

سلام خوب هر آرامشی به تومان منجر نمی شه کنتراست باید به وجود بیاد تا بعضی چیز ها برجسته بشه براش قورمه سبزی نپز فعلا بهش بر خورده ! آخی نلرز مادر نلرز. حل می شه فرقش با دوست پسر همینه دیگه از ش مدرک گرفتی سند! خودش بیاد آشتی کنه.

خلاف جهت عقربه های ساعت

عجب شب مبهمی... حالا کی بالاخره آشتی کرد؟

رایان

واو چیزی نمی‌تونم بگم الا اینکه حرف نداری! همینه. بی کم و کاست. و یه چیز دیگه هم اینه که آدمیزاد قابل پیش‌بینی نیست! [گل]

میثمک

سلام - جالب بود - به من هم سر بزنی خوشحال میشم

کرگدن

من عاشق اون جمله’ اکبر عبدی تو فیلم هنرپیشه’ مخملبافم که میگه : وختی لیلی اولین قرمه سبزی رو تو خونه’ مجنون پخت فاتحه’ عشق خونده س !

خشکه

امان از روزمرگی در بین زوجها.... قدیما میگفتن "ازدواج"قاتل "عشقه"!! باید کاری کنن همیشه "تازه"باشن....مرد و زن! شب یلدای خوبی داشته باشین