ده نفر که بیشترین تاثیر رو توی زندگیم داشتن!!!

یه بازی وبلاگی خیلی جالب که بهترین دوستهایم رو به این بازی دعوت میکنم:
ده نفر که بیشترین تاثیر رو تو زندگیتون داشتن معرفی کنید:


1: مامانم یا به عبارتی هاش خانم: ازش یاد گرفتم که عشق این نیست که همه اش مثل پاستیل بهش بچسبی و نگران این باشی که نکنه از دستش بدی..... باید عشق ازادانه باشه....

2: پدرم: ازش یاد گرفتم که دل به مال دنیا نبندم و برای وجود خودم بیشتر از هر چیز مادی ارزش قایل باشم.... ( فراگیری زبان رو از خانواده پدری به ارث بردم)

3: هانس شنیر( شخصیت کتاب عقاید یک دلقک): این کتاب را تا بحال 10 بار خوانده ام ولی هر بار لذتی بیشتر از ان میبرم... از هانس اموختم که به خانواده خود مغرور نباشم و سعی کنم انچه خود میخواهم را بدست بیارم و این بدست اوردن وقتی مزه میدهد که خودت به تنهایی برای ان زحمت کشیده باشی..... از او یاد گرفتم که چشم در چشم مشکلاتم بدوزم و به جای انکه صورت مساله را پاک کنم به حل مشکلاتم بپردازم...

4: هملت: شخصیت هملت در نمایشنامه هملت.... یاد اور اینکه همیشه زندگی انطور که میخواهیم پیش نمی رود.... او را دوست دارم و دیالوگهایش را از حفظم بخاطر لطافت و ظرافت طبعش.....

5: دکتر بردباری: استاد دانشگاهم که مرا از ترم یک دوره لیسانس تا به استاد مشاوری در پایان نامه ارشد همراهی کرد.... و به من اموخت که یک زن در تمام لحظات و دورانهای زندگی میتواند به شکوفایی خودش ادامه دهد....

6:دکترکیان سهیل: استاد دانشگاهم در دوره ارشد که از او اموختم چگونه فکر کنم .... و چگونه به اطرافم متفاوت نگاه کنم.....

7: دکتر رضا ط (شاهین): دوست بسیار خوبم که از او رسم عاشقی و دوست داشتن را اموختم..... از او اموختم که در زندگی عقاید مخالف وجود ندارد بلکه عقاید انسانها فقط متفاوتند و باید یاد بگیریم که به انها احترام بگذاریم.... دوستش دارم برای ایمان و صداقتش...

8: رابین هود (همسر جان): از رابین هود یاد گرفتم که بی چشم داشت دوست داشته باشم.... و این برای من موهبتی بزرگ بود....

9: محمد قاسمی: دوست دیرین و مهربانم که خاطرات خوب دوره دانشگاه با او رقم میخورد... از او اموختم قبل از اینکه از دیگران انتظار داشته باشم که مرا بفهمند و درک کنند باید خودم به خوبی خودم را بشناسم.... او به من کمک کرد تا خود را بهتر بشناسم...

10: دوست شفیق قدیمی مریم عزیزم: سالهاست که همدیگر را میشناسیم و سالهاست که با اخلاقهای غیر عادی من میسازد.... از او مهربانی و همراهی یاد گرفتم ... البته خیلی هنوز مطمئن نیستم که یاد گرفته باشم....

پ.ن: شماره ها به معنی تقدم و تاخر نیست.....

پ.ن2: تمام کسانی رو که نام برم از ته دلم براشون ارزوی بهترین ها رو دارم ..... و امیدوارم بتونم تا همیشه با هاشون در ارتباط باشم... و در همین جا از همه شون تشکر میکنم که من رو تحمل کردن.....حتی وقتهایی که خودم هم نمیتونستم خودم رو تحمل کنم...

پ.ن3: جناب سهیل (روزمرگی های یک غیر قابل تحمل)،فواد و جناب خر دبیر .... نمیتوانم برایتان کامنت بگذارم..... پیغامهای نا مربوط دریافت میکنم.....
/ 5 نظر / 7 بازدید
محمد

سلام . از وبلاگت ديدن كردم . ممنون مي شم به وبلاگ من سر بزني و نظرت رو بگي . قالب هم اگر خواستي وبلاگ من وب طراحي قالبه. باتشكر www.persianstyle.persianblog.ir اگه اومدي نظر يادت نره

بهار(سلام تنهایی)

نمیدونم از زمانی که این مطلب رو تو چنتا از وبلاگها خوندم مدام فکر کردم که ده نفر رو پیدا کنم و ازشون بنویسم ولی حقیقت اینه که آدمهای زیادی تو زندگی من بودند و هستند و اصلا نمیتونم از بین اونها ده نفر رو پیدا کنم چون احساس میکنم به بقیه ظلم میشه... امیدوارم همیشه موفق . پیروز باشی .نازنینم [گل]

خشکه مقدس

سلام رندخلوت نشین این وبلاگت بهترازاون یکیه....هرکارمیکردم نمیشدکامنت گذاشت...جهت عرض ادب خدمت رسیدم[گل]

بهار(سلام تنهایی)

در و دیوار خونه ات رو چه رنگ خوشگلی کردی دلم کلی شاد شد ..رند خلوت نشین[ماچ]

مژده

این بازی خوبیش اینه که آدمای مهم برای خودمون هم یاداوری میشن و نوشتنش هم به یادمون میاره الان این زندگی ای که داریم حاصل معاشرت با کیا هست. و قدرشونو بیشتر می دونیم.