وصف زندگی

روزگارم بد نیست....

مینویسم از تو... مینویسم از خود...

مینویسم با دل.... مینویسم با شوق....

کاش روزگارم خوب بود.... انقدر خوب که میتوانستم سر و سامانی بدهم به اشفتگی دل... به اشفتگی ذهن...

مینویسم اما خود نمیدانم چیست....

نقطه های پشت سر هم شده وصف زندگی چند روزه ام..... همینطور پشت سر هم می ایند.... تکرار میشوند.... به هیچ تغییری....

 خسته میشوی.... ادامه میدهی .....

پ.ن: تازگی ها بیشتر میخوانم تا بنویسم.... شاید برای همین باشد که وقتی میخواهم بنویسم موجی از فکر به ذهنم هجوم می اورد....

مدتی سفر بودم....در وصفش همین را بگویم که حتی یک بار هم نشد که تا ساعت یازده ظهر بخوابم و بعد بروم پیاده روی.....

تا اول اردیبهشت سر کار هستم.... بعد به مدت سه ماه مرخصی بدون حقوق گرفته ام....  شاید این  سفر خوش بگذرد...

/ 8 نظر / 4 بازدید
سارا

[بغل][ماچ] خوشحالم نوشتی .. واسه ما که از مزخرفم گذاشت .. سه ماه مرخصی گرفتی چی کار کنی ؟ بخوابی تا 11 ؟ شاید برای من عجیبه .. البته .. نقطه چین .. زندگی همه پر شده نازنین جان .. همین که بد نیستم خوبه .. بهتر می شه . اگه نشدم نباید بهش زیاد بها بدی . [گل]

رایان

این پست که هیچ منتظر پستی هستیم که از شوخیها و سوتیها بنویسی. سال نوی خوبی داشته باشی.

رایان

این پست که هیچ منتظر پستی هستیم که از شوخیها و سوتیها بنویسی. سال نوی خوبی داشته باشی.

نقش ونگار ننه نقشی

سلام نازنین عزیزم سال نوت مبارک . کار خوبی می کنی . دلم برای نوشتنت تنگ شده بود. نمیدانم چته ولی امید وارم بهتر بشی که حتما می شی. امید وارم شاد و سبز باشی.

مریم

ما مخلص شما و فیلتر پلاسهای شما هستیم... مریم چطوره؟ ... نبینم دپانه بنویسی ... یه برنامه بزاریم دوباره... نظرت چیه؟

صبا

کجایی نازنین خانوم کم پیدایی عزیز؟ مرخصی واسه چی؟ ایشا.. که خیره...

Helen

سلامُن علیکم. همین. (حیفه آدم آدم از نوشته ی یکی خوشش بیاد و کامنت نذاره.)

گندم

نازنینم چند روزیه که تو فکرتم و از دوستان سراغت و میگیرم.خوبه که باز نوشتی و منو از نگرانی در آوردی. نازنینم روزهای عمر پر شتاب میگذرند و برای هیچکس حتی اگر حالش خیلی هم بد باشد ,نمی ایستند.پس حواستو جمع کن نازنینم و از دست نده این روزهای خوب بهاری رو. فکر کنم بستنی لازم شده ای,منتظرت میمونم تا خبرم کنی و به بستنی دعوتم کنی.