وقتی دلت تنگی میشه!

گاهی یه تلفن خوب حال ادم رو خیلی عوض میکنه .... دوست داری بپری بغل همون دوست قدیمی که تو پست قبلی ازش نوشتم و ببوسیش و بگی که چقدر دلت براش تنگ شده بوده و کاملا احساست رو بهش توضیح بدی..... البته این روش انسانهای عادی است نه من که غیر عادی هستم... پس اینطور میشه که یه دوستی که دلت یه ذره شده بود واسش بهت زنگ میزنه از قضای روزگار خیلی نمیتونی باهاش راحت صحبت کنی... حتی نمیتونی بگی که چقدر دوستش داری و چقدر نگرانش بودی و چقدر دوست داشتی صداشو بشنوی؟!
این میشه که اون فکر میکنه دوستیش دیگه مثل قبل نیست برات و این میشه که ...............

برای همه دوستهام بهترین ارزو ها رو دارم ...... مخصوصا برای اونهایی که الان به اتفاقهای خوب بیشتر احتیاج دارند....

دوست عزیزم تا دو هفته دیگه میره....... و من توی یک ماهی که تا الان اینجا بوده فقط تونستم یک بار به اندازه چند ساعت ببینمش.... حیف شد.... میدونم وقتی بره حسابی دلم براش تنگ میشه...

هر دو تا وبلاگهام فعاله.... هر دو را به روز میکنم...هر جا دوست داشتید کامنت بگذارید...از الان مرسی..



/ 5 نظر / 5 بازدید
بهار(سلام تنهایی)

فکر کنم یه کم باید یاد بگیریم احساساتمون رو بروز بدیم میشه با تمرین من خودم خیلی سخت بودم تو بروز احساساتم ولی باورت میشه از نت شروع کردم و حالا راحت تر میتونم ابراز احساسات کنم تو دنیای واقعی هم ...دوستت دارم خیلی زیاد ...تا هستیم قدر هم رو بدونیم ..قربانت [ماچ]

حکایه

[گل]ما قدر داشته هامان را دير مي فهميم[گل] خودم را ميگم[گل]

فواد

من! دیگر نمیخندم! از روز رسوایی! سلام به روزم و منتظر [لبخند][گل]