زنان ایرانی

دیشب بعد از اینکه رسیدم خونه رابین هود زنگ زد و گفت که یکی از دوستای صمیمی اش از سوئد اومده با خانومش و میخواد که باهم شام بریم بیرون.......راستش اصلا حوصله نداشتم یعنی فقط میخواستم که دوش بگیرم و بخوابم ، آخه تعطیلات که نبودم سرما خورده بودم در حد بوندس لیگا. ولی احساس کردم که اگه دعوتش رو قبول نکنم یه جورهایی بد میشه پس گفتم باشه و شروع کردم به حاضر شدن........

اومد دنبالم و با هم رفتیم دنبال دوستش(میلاد)  و خانمش. خیلی همه چیز رسمی بود نا خودآگاه یاد صحبت دیروزم با یکی از دوستام افتادم که میگفت مهمونی رسمی اصلا نمی چسبه و من در جواب گفتم پس جای من خالی بوده تا از رسمی بودن دربیاد...

رابین هود و میلاد گرم صحبت با هم بودن و من مشغول اینکه یه موضوعی پیدا کنم که بهم خوش بگذره..........خلاصه این موضوع پیدا شد........در مورد نحوه آشنایی شون شروع کردیم به صحبت کردن و البته او هم از من همین سوالات رو میکرد...کم کم قضیه صورت بامزه ای به خودش گرفت و من فهمیدم که چقدر فرق بین زوجهای خارجی و مردها و ضعیفه های ایرانی هست.......اول کلی خندیدم ولی شب کلی بهش فکر کردم

تنهای چیزی که ما زنها توی زندگی مشترکمون یاد نمیگیریم اینه که برای خودمون ارزشی قایل نیستیم و همیشه خودمون رو در درجه دوم اهمیت قرار میدهیم . یاد گرفته ایم که بی هیچ چشم داشتی بی شائبه فداکاری کنیم تا جایی که این امر یک وظیفه برای ما تلقی میشود

گاهی دلم لک میزنه برای اینکه بتوانم خودم رو بی سانسور در اینه اتاقم ببینم...

پ.ن: دیشب ساعت ٢ خوابیدم و الان چشمهایم سرخ از خواب است

پ.ن ٢: حالا که خوب فکر میکنم میبینم که دیشب خیلی خوش نگذشت....رابین میگه تو ذاتا دوست داری به هر چیزی گیر بدی و خودت رو اذیت کنی

 

/ 10 نظر / 6 بازدید
سحر

در تمام ترديدهاو شايدهايم بدان! تنها تويي که بايدي... تنها تو... حتي به خودت هم دل مبند مي رسد روزي که حتي نگاهت را نمي شناسي به جز حضور تو هيچ چيز اين جهان بيکرانه را جدي نگرفته ام حتي عشق را... سلام روزت بخير باشه مهربون...كلبه قشنگي داري ...دوست داشتي با قدمهاي سبزت كلبه كوچك آبجي سحر هم مزين كن...روز دل انگيزي داشته باشي

رضا (سینوس)

سلاااااااام اون پست قبلیتون که زن و مرد رو مقایسه کردین جالب بود مخصوصاَ اونجا که نوشته بودین مردا مثل مخلوط کن هستن[خنده]

رضا (سینوس)

پیاده روی بی هدف بسیار کار لذت بخشیه..........بی نهایت

مژده

درسته به اسم فداکاری از خواسته های خود گذشتن بزرگترین گناهه. امیدوارم واسه خانوما این مساله کم کم جا بیفته که فکر نکنن اگه مورد رضایت همه نبودن گناه کردن.

نقش ونگار

سالم پ.ن : دو خطرناک می زنه باورش نکن جرا باید اصرار داشته باشی به همه چیز گیر بدی. هر کی هزچی می گه باور نکن خودت چی فکر می کنی؟

خلاف جهت عقربه های ساعت

سلام عزیزم... از اینکه زن شادابی هستی و انرژی مثبت خیلی خوشحالم... البته برداشت من در اولین حضورم این بود.... امیدوارم درست باشه... ولی اینی که گفتی شما زنها بدون چشم داشت و بی شائبه فداکاری میکنین رو زیاد قبول ندارم... نظر شخصی من اینه البته... من برعکسش فکر میکنم... البته همیشه تعادل از همه چی بهتر بوده... بهترین حالت اینه که زن برای خودش زندگی کنه... و اگه به مردش محبت میکنه واسه این باشه که دلش میخواد... اینجوری مرد هم بیشتر لذت میبره به خدا... نه از محبت ساختگی هر چند زیاد... صد البته که مرد هم باید همین طور باشه... این اولین باره که میام اینجا پس سعی میکنم زیاد پر حرفی نکنم [نیشخند] خوشحالم که نظرمون در مورد رای دادن مثه همه... اگه به نتایج جدیدی رسیدی به منم حتما بگو.... دیگه چی بگم؟ فعلا هیچی دیگه... بازم میام اینجا... مرسی که اومدی...

رکسانا

سلام مدونی چرا چون ما از ازادی و برابری برخوردار نیستیم وهمیشه باید زیر سلطه آقایون باشیم[گل]

رایان

فرقش تو تربیت و باورهاییه که تو مخ مردها و زنهای ایرانی میکنن.

رایان

این بی سانسور در آینه ی اتاق یعنی چی اونوق؟