من و پدر رابین هود

دیروز در اوج کلافگی بودم...

رسیدم خونه... چراغ رو روشن کردم... و سی دیOutlandish رو که خریده بودم گذاشتم... میدونستم که امروز بعد از ظهر قرار استخر دارم... شروع کردم با بی حوصلگی وسایل استخر رو جور کردن.... تلفن زنگ زد... پدر رابین هود بود.... زنگ زده بود حالش رو بپرسه... مثل اینکه موبایلش رو جواب نمیداده و پدرش نگران شده بود که نکنه دوباره حالش بد شده باشه... با هم یه کمی خوش و بش کردیم... فهمید که رو فرم نیستم... پدر رابین هود از معدود افرادی بود که تو این یه ماه به اندازه تمام عمرم دلم براش تنگ شده بود... گاهی از رابین هود هم بیشتر دوستش دارم....

یک ساعت بعد ...زنگ در خانه... از تو ایفون نگاه میکنم.... پدر رابین هود است....

میگوید امده ام با هم برویم کافی شاپ

من:تعجبکجا؟

پدر رابین: کافی شاپ.... تو ماشین منتظرتم بیا پایین....

من : آخه...

پدر رابین: اگه نیایی با یه نفر دیگه میرم ها! بعد تو مسئول از هم پاشیده شدن زندگی ما هستیاز خود راضی

پ.ن: پدر رابین اصلا قهوه دوست نداره .... اهل سیگار هم نیست... ولی نمیدانم چرا اینقدر کافی شاپ رفتن با او مزه میدهد...

تا اخرشب   من و پدر رابین با هم بودیم.... لحظات خوبی بود... همیشه هم صحبت با صفایی است...

/ 8 نظر / 7 بازدید
رایان

به به به . ما هم یاد بگیریم اونوخ! خب حالا عروس ندارم با کی برم اونوخ که زندگیم از هم نپاشه؟ [نیشخند]

خلاف جهت عقربه های ساعت

چه پدر شوهر باحالی...

بهار(سلام تنهایی)

هیچ وقت پدر شوهر خوب داشتن رو درک نکردم .. من برعکس تو اصلا با پدر بزرگ پدری سپهر حال نمی کنم ... قدرش رو بدون ...اهل دله پدر شوهرت ..اینکه خوبه ...

نقش نگار/

چه قشنگ ببینم شما کجا میرین کافی شاپ که میشه سیگار کشید؟ من با بابای رابین نمیام کافی شاپ . چه فایده داره وقتی نمیشه باهاش فهوه خورد و جلودر کافی شاپ تو خیابان نشست و سیگار کشید؟ بهش بگو!!!

رایان

خب رابین هود کجا بود اونوخ؟! [سوال]

کرگدن

زنده باد ... محشر بود ... کلی کفمان برید و ایضن کلی حال کردیم آخر شبی ! مریم دارد توی اطاق بوردا می بیند ... برایش خواندیم کلی مثل ما عشق کرد و تحسین ! خدا برایتان حفظشان کند ... و بلعکس !

رایان

خب یکی مثل شما خواننده رو عادت داده به اینکه هر وقت چیزی دلش خواست می‌نویسه یکی مثل من عادت داده که هر روز حداقل یه نوشته باشه! وقتی حسش هم نیست یه جملاتی به قول شما کلیشه‌ای دارم که بخام ازش استفاده‌ی ابزاری بکنم و حرفی از خودم رو با کنایه یا مسخره یا تایید بزنم! همونطور که شما نظرتون رو با جمله‌ی به درد همون کتابا می‌خورن بیان کردین! یه ربع دیر تر میومدین یه شر و ور از خودم ارسال کرده بودم که تو هیچ کتابی پیدا نمی‌شه!! [نیشخند]

رایان

[تعجب] مشکل از موشتونه! قبلا دبل کلیک بود الان شده تریپل کلیک! جوابا رو نیگا !!‌ [نیشخند]