ناتانائیل ، آرزو مکن که خدا را جز در  همه جا در جایی دیگر بیابی.

هر آفریده ای نشانه خداوند است اما هیچ افریده ای نشان دهنده او نیست.

همین که افریده ای نگاهمان را به خویش معطوف کند ما را از راه افریدگار باز میگرداند.....

من نفس خود را شادمانه کیفر میدادم و اندیشه این که گناهم بی مکافات نمی ماند چنان مست غرورم میکرد که لذت کیفر برایم بیش از لذت خود گناه بود.

باید پندار "شایستگی" را از سر به در کرد، چه این سدی است در برابر حیات معنوی ما....

تردید در انتخاب راه، همه عمر رنجمان داد. چه میتوانم به تو بگویم؟ چون نیک بیاندیشی ، هر انتخابی هراس آور است: آزادیی که راهنمایش هیچ تکلیفی نباشد هراس آور است. این راهی است که باید در سرزمین اختیار شود که هیچ سوی آن شناخته نیست. در این سرزمین هر کسی به کشف "ویژه خویش" نائل میشود و به این نکته خوب توجه کن، این کشف را فقط برای خود انجام میدهد، به طوری که نا معلوم ترین نشانه ها در ناشناخته ترین نقاط آفریقا کمتر از آن ابهام امیز است....

ما همه میپنداریم که باید خدا را پیدا کنیم. اما افسوس که نمیدانیم در انتظار یافتن "او" دعاهایمان را به کدامین سو روانه کنیم. سر انجام به خود میگوییم که او در همه جا هست، هر جا که به تصور درآید و "نایافتنی " است، و بی هدف زانو میزنیم.

و تو ناتانائیل به کسی مانند خواهی بود که برای هدایت خویش در پی نوری میرود که خود بدست دارد.

هر جا بروی جز خدا نخواهی دید. منالک میگفت خدا همان است که در پیش روی ماست.

ناتانائیل همچنان که میگذری، به همه چیز نگاه کن، و در هیچ جا درنگ مکن. به خود بگو تنها خداست که گذرا نیست.

 (آندره ژید،مائده های زمینی،ترجمه مهستی بحرینی)

 

راستی: دیشب موهای سفیدم و شمردم .............شده سه تا ...........فکر کنم نقش و نگار راست میگه دارم پیر میشم............باید یه فکری به حال تنهایی کرد.....