هر گونه نوشیدنی در لیوانهای یک بار مصرف به صورت عاریه ای است. فرقی
نمیکند که بخواهی قهوه بخوری یا آب. یک نوع یکنواختی و بی حوصلگی دارند. فرقی
نمیکند که پلاستیکی باشند یا کاغذی، ساده باشند یا طرح دار، هر نوع نوشیدنی در این
لیوانها کسل کننده و بی روح است. مثلا وقتی که در این لیوانها آب میخوری تمام مدت
لحظه شماری میکنی که آب تمام شود و لیوان را در دستت له کنی و دور بیندازی. این
مساله بسیار بغرنج تر میشود وقتی که در این لیوانها قهوه بخوری، حتی نمیتوانی
برشان گردانی و دنبال بخت و اقبال گمشده ات ته این لیوانها بگردی، این است که بعد
از خوردن قهوه باز هم نوعی بی حوصلگی داری. از همه بدتر این است که نمیتوانی این
لیوانها را در مشتت بگیری، از گرمایشان لذت ببری ، دستت را لبه اش بکشی و وقتی که
لیوان را به لب میبری هیچ حسی از آن نمیگیری. لیوانهای واقعی وزن دارند، میتوانی
حسشان کنی وقتی در دستت میگیری دچار یکنواختی نمیشوی و گاهی یکی را انتخاب میکنی
تا لیوان محبوبت شود و همیشه روی میز روبرویت قرار بگیرد.

بعضی از آدمها توی زندگی من مثل همین لیوانهای یک بار مصرف بوده اند.

تنها مزیت لیوانهای یک بار مصرف این است که هر وقت که بخواهی در
اطرافت هستند.