"کودک درون" در زندگی واقعی وجود داره؟!!یا یکسری بحث و تئوری  توی کتابهاست.

من و رابین هود هردویمان بچه های سه ساله شده ایم. جملات همدیگه رو تکرار میکنیم با یه "خودت چی؟".

جامعه ما یه دوره رو از سر گذرونده و در این دوره دیگه زنها جزیی از وسایل خونه نیستن. میتونن حرف بزنن.... نظر داشته باشن.... برای خودشون تصمیم بگیرن.... و خیلی چیزهای دیگه....

رابین همه اینها رو قبل از ازدواج دیده.... نمیدونم چرا الان میخواد همه کارهای منو خودش انجام بده..... البته از رو دوست داشتنه ها!!!

نمیخواد من زحمت فکر کردن بکشم... یا واسه چیزهای خصوصیم تصمیم بگیرم....

اینه که یه جنگ بی امان و خاموش در گرفته.... " رو کم میکنیم" در حد بوندس لیگا...

پ.ن: من پناه بردم به مشاوره.... اون پناه برده به همون بچه سه ساله هه....

پ.ن٢: کاش تو دانشگاه یه دو واحدی درس میگذاشتن واسه اینکه یاد بگیریم چه جوری با این رابین هود های مهربان تر از مادر سر کنیم.