ما خانومهای بچه دار دلمون نمیاد که بچه مون رو تو خونه تنها بگذاریم... حتی اگه بدونیم که این بچه هم غذا میخوره و هم میدونه که جای دست به ابش کجاست؟!!

در زمانهای بسیاری اسموک فضای بین من و رابین هود را اشغال میکند. نقش اسموک برای رابین هود مثل نقش خانم ماریان برای من است.

نقل است از بسیاری از زنان فامیل که این گربه بینوا اجاق ما را اخر سر کور خواهد کرد و حتی در بعضی از روایات میگویند در اجاق را گل هم میگیرد....

هاش خانم میگوید: تو که این همه به این سرویس میدی خب یه بچه بیار.... و من با لبخندی ملیح میگویم اسموک بچه ای بدون پشیمانی است.... و او میگوید:...... (متاسفم ... بخاطر بعضی مسایل عرفی و اخلاقی قادر به بازگو کردن ان نیستم)

مامان زی زی (مادر شوهر هاش خانم) به او میگوید اسکیمو..... و اسموک هم او را بی بی صدا میزند.....

در اخر رابین هود مجبور به قبول اسموک به عنوان پسرش شد.... خلاصه تو فامیل و در و همسر ابرو داره!!!

مریم با اسموک رابطه بسیار نزدیکی دارند طوری که تولد مریم ٧ اسفند ماه و اسموک ١٠ اسفند میباشد....

 

پ.ن: میدونم دلتون واسه ماجراهای مریم تنگ شده....فعلا اینو داشته باشین:

مریم:نازنین این مدل جدید پژو خیلی قشنگه ها

من: کدوم مدل؟!!

مریم: مدل AOS

من:عجب.... نشنیده بودم....

مریم: همون طرف خیابون پارکه.... چشماتو باز کن....

من:لبخند عزیزم این همون 405 خودمونه فقط فونتش تغییر کرده