چند وقت پیش یه طوطیه خیلی خوشگل خریدم....( حتما تا الان متوجه شدین که من چقدر حیوون بازم).... از جمله حیواناتی که در کنار مسعود و اکواریوم(اونهایی که تو فیس بوک هستن هر دو شون رو دیدن) رابین حاضر به پذیرشش در خانه شد....

این اقای طوطی بسیار مودب بود.... روی شونه می نشست.... از دست شما غذا میخورد.... خیلی هم اگه ازت خوشش میومد گوش و لبتو بوس میکرد..... کلی با هم  دوست بودیم و یاد گرفته بود که با  مسعود و ماهی ها هم کنار بیاد... تا اینکه یه روز  مامان سمیه( یکی از دوستهای صمیمی دوران دبیرستان)  این طوطی رو دید .... بخاطرمریضی قلبی و عملی که تازه روی قلبش انجام داده بود و اینکه بعد از ازدواج سمیه تنها شده بود، یک دل نه صد دل عاشق این طوطی ما شد.... خلاصه که مجبور شدیم این طوطی را دو دستی تقدیم هاش خانم سمیه اینا بکنیم که هم از تنهایی در بیاید و هم به طوطی ما  رسیدگی بیشتری شود..... این شد که طوطی چند هفته ای هست که منو ترک کرده و تو خونه هاش خانم سمیه اینا در حال عیش و نوش و خوشگذرانی است.....

از انجا که دیگر طوطی ای نیست که با ان بازی کنیم در به در به دنبال یک عدد گربه پرشین چین چیلا میگردیم که جایگزین جناب طوطی کنیم....تازه فهمیدیم که نسل گربه پرشین در ایران رو به انقراض است و اصلها و ارجینالهایش در اکراین یافت میشود..... (گربه مون رو هم دزدیدن).... چقدر قیمتهایشان بالا است... ما هم که اصلا جز خوشه و این چیزها نیستیم که بخواهیم ازا ین هزینه هنگفتی که بهمان تخصیص میابد یک عدد گربه پرشین ناز نازی بخریم.... این است که فعلا در منزل  تنها میمانیم تا شاید دولت عدالت محور و مهرگستر به ما هم کمک هزینه خرید گربه اعطا کند!!!

 

 

 

پ.ن: سرما خورده ام.... صدایم گرفته است.... گلویم  هم گرفته است... چند روزی هست که نازنین همیشگی نیستم.... باخودم مبارزه میکنم.... دوست دارم چشم در چشم مشکلاتم بدوزم انقدر که از رو ببرمشان....

طرح خوشه از دیشب بر روی نروهایم با کفشهای پاشنه بلند صناری راه میرود.... چه میکنند با مردم.؟!! چقدر جیبهایشان گشاد است..... من و رابین اصلا جز این طرح نیستیم.... فکر میکنم خانواده ما را اصلا بازی نداده اند.....

خسته ام..... یه ادویل میخورم و سعی میکنم بخوابم...

...