اون وقتهایی که تو خونه تنهام ... وقتهایی هستش که مال خود خودم هستم.... وقتهایی که ارامش میگیرم.... میتونم به اعماق وجود خودم فکر کنم.... گاهی به خودم افتخار کنم و گاهی هم از خودم خجالت بکشم....

گاهی تو رخت خواب میرم و کتاب هزار ویک شب رو هم با خودم میبرم.... گاهی داستان میخونم.... وگاهی فقط به کتاب نگاه میکنم و زنجیره افکارم رو دنبال میکنم....

تنهایی لذت بخش است.... البته گاهی!

بعضی روزها انقدر به سکوت و تنهایی خانه عادت میکنم که حتی صدای خودم هم برایم غریبه است... گاهی میگویم کاش مثل خیلی زنهای دیگر وقتی بیکار میشدم میتونستم تلفن رو بردارم و به ریز و درشت کسانی که تو ذهنم هستن زنگ بزنم و حال و احوال ریز تا درشتشان را بپرسم!!!

امروز با خوندن این مقاله چقدر حس بدی پیدا کردم.... فکر میکنم امروز وقت تنهاییم فقط به زنانی فکر کنم که در تمام دورانهای بشریت زیر بار عقاید و افکارمان شکستند.

به دخترانمان چه چیز یاد میدهیم؟! این که در زندگی صبور باشند.. کنار بیایند.... اعتراض نکنند.... خانواده را از هم نپاشند... زندگی کنند تحت سخت ترین شرایط.... کاش به دخترانمان هیچ چیز جز به ارامش زندگی کردن و عزت نفس یاد ندهیم...

 آدرس مقاله: http://tabannews.net/totla.php?id=8394