تولد پدرم نزدیک است. من و مریم تصمیم گرفتیم برایش کفش بخریم. وارد مغازه میشویم.

مریم: آقا میشه اینو(کفش) ببینم (کفشی که مریم پسندیده بود در ویترین داخل مغازه و دقیقا زیر دست فروشنده بود)
مرد فروشنده: خانم خیلی بد جاست و نمیتونم درش بیارم... همونیه که مشکیش هم پشت ویترینه...

مریم: وا... اقا نمیشه همینطوری پسندید که!... شما باید درش بیاری.... من ببینم.... ببینم از رنگش خوشم میاد... از نوعش خوشم میاد؟!.... تازه بعد از همه اینها ... میرسیم به سایزش... باید ببینم کوچیک نباشه... بزرگ نباشه..... خیلی کار داره.... الکی که نیست! تازه ... واسه شما که کاری نداره... فقط کافیه دستت رو ببری اون زیر و درش بیاری....

من: تعجبخواهرم کلا شما اسلام رو از ریشه در اوردی .... بیا بریم.....

 

پ.ن: 9/99% "مریم" هایی که در طول عمر خودم دیده ام به معنای واقعی کلمه "اسکل" هستند... مریم خواهرم و مریم دوستم نیز جز فراکسیون اکثریت هستند...

پ.ن2: به نظرم حتی حضرت مریم هم از این قانون مستثنی نیست.... اخه کدوم "اسکلی" از اب رودخونه حامله میشه؟!!!

 پ.ن٣: این نوشته قصد توهین به فراکسیون اقلیت را ندارد!