به سر کارم میروم...

کارهایم را انجام میدهم...

به خانه میایم....

کارهای خانه را انجام میدهم.....

به هاش خانم تلفن میکنم.....

پازلم را درست میکنم....

و در خلال تمام این کارها...... گاهی هم به تو فکر میکنم.....

به یاد ان روزهای دانشکده.... شعر میخواندی برایم..... شعر بانوی اردیبهشت....

نقد میگفتم برایت.... نقد لاکانی و فرویدی....

پ.ن: غیبت به خاطر محل کار جدیده.... یک هفته طول کشید تا از سد هزار تا سوال و جواب و حراست گذشتم...... تازه دارم ارامش پیدا میکنم....

پ.ن٢: مرسی بخاطر تمام کامنت های خصوصی و عمومی که حالم رو پرسیده بودن..... دلم برای تک تک وبلاگهایی که هر روز سر میزدم یک ذره شده است....

پ.ن٣: این قسمت سبز برای تنویر افکار عموم بود.... ولا غیر...